ابو القاسم راز شيرازى
324
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
از نزول مصائب و بلاها بر خاصّان از انبياء و اولياء خود چه رسد به ديگران ، لا محاله به هيبت و خوف مىافتد كه : من ذا الّذى يعلم قدرتك فلا يخافك . و هر قدر علم و معرفت حقّ تعالى و كبرياء و قدرت او زيادت شود خوف و خشيت زيادت گردد . و امّا خوف و خشيت از براى اهل نفس و عقل و علم است كه : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ ، و هيبت از براى اهل قرب و قلب است كه : و من ذا الّذى يعلم ما انت فلا يهابك . و امّا سبب رجاء از حقّ تعالى معرفت لطف و كرم ، و عموم جود و احسان ، و شمول رحمت و انعام اوست نسبت به عباد ، و يقين بر صدق وعد ثواب و جنّت در طاعات و عبادات است ؛ و از اين دو حاصل مىشود رجاء واثق به پروردگار و مىايستد عبد بر قدم خوف و رجاء در حضور حقّ تعالى در صلاة . و بعد از اين دستور العمل ، مىفرمايد كه هرگاه حضور قلب و فهم معانى صلاة و تعظيم معبود حقيقى و هيبت و رجاء حاصل آمد ، آن وقت كه تكبير مىگوئى صغير بشمار آنچه ما بين ثرى و ثريّاست در نزد كبرياى حقّ تعالى ؛ پس به درستى كه حقّ تعالى از قلب عبد ، آگاه است ؛ هرگاه در قلب عبد بجز حقيقت تكبير او چيزى باشد ، مىفرمايد : اى كاذب بقلب در تكبير ، آيا خدعه و حيله مىكنى با من ؟ قسم به عزّت و جلال خودم كه هرآينه محروم مىكنم ترا از حلاوت ذكر خود و محجوب مىسازم ترا از قرب و مسرّت بمناجات خود . بعد بيان مىفرمايد بىنيازى و غناى الهى را به وضعى كه نافع در تحصيل حضور قلب و تعظيم و هيبت و رجاء و حياء باشد ؛ مىفرمايد : بدان كه حقّ تعالى احتياج ندارد به خدمت و عبادت تو ، و غنىّ و بىنياز است از بندگى و دعاء تو ، و خوانده است ترا به محض فضل و رحمت خود تا آنكه دور كند ترا از عقوبات آخرت ، و نشر كند بر تو از بركات شوق و محبّت خود ، و راهنمائى كند به طريق رضاى